این فرهنگ اصیل ایران نیست...(فرهنگ جوک های غیر اصیل)
یه روز یه ترکه، یه رشتیه و یک لره...
یه روز یه ترکه
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد
جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،
فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو
برای اینکه ما یه روزی شاید تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.
یه روز یه رشتیه
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد،
برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.
یه روز یه لره بود،
اسمش کریم خان زند بود
شاه كشور بود ولی ساده زیست بود، نیك سیرت و عدالت پرور بود و تا ممكن می شد از شدت عمل احتراز می كرد.
یه روز من و تو همه با هم بودیم.. ، ما بودیم
ترک و رشتی و لر و اصفهانی و... همه ایرانی بودیم
و
برای معرفی خود فقط می گفتیم ایرانی ام
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و قفل دوستی ما رو شکستند .. ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم،
به جای جشن های ملی و فرهنگی برای شادمانی ( جشن مهرگان ، سده و ... ) به هم دیگر می خندیم،؟!!!
و اینجوری شادیم !!!!.. ؛
این از فرهنگ ایرونی به دور است. ای كاش این نسل به خودش بیاد و نسل متفاوتی باشه .
ای كاش تصمیم می گرفتیم یك تصمیم جدی تا از امروز دیگر به این جوك ها نخندیم و با خنده خود گوینده را تشویق نكنیم .
ای كاش به جای صدای خنده صدای سرزنش گوینده این مطالب بلند بود .
نخستین گام برای رسیدن به آگاهی توجه كافی به كردار ، گفتار و پندارخود است
از خود شروع كنیم تا با رفتار خود الگوی دیگران باشیم ونصیحت گوی بی عمل نباشیم
به جای پندگفتن تجسم عینی پندهای خودباشیم
زمانی كه تا به این حد از احوال جسم ذهن و زندگی خود با خبر شدیم آنگاه معجزات رخ می دهند.
به قول عارف بزرگ مولانا :
در جهان تنها یك فضیلت وجود دارد و آن آگاهی است .
و تنها یك گناه و آن جهل است .
هر کامنت (لایک) = تعصب به ایرانی بودنت