جواب کارو توسط سهراب سپهری

سلام عزیزان...

ببخشید خیلی وقت بود پست نمیذاشتم. اما این پست واقعا ب گذاشتنش می ارزه


اگه یادتون باشه من اول اولا ، یه پست گذاشته بودم به نام " کفرنامه ی کارو" !

الان یه جا خوندم که سهراب سپهری با یه شعر زیبا از زبان خدا، جواب کارو رو داده.

به نفعتونه که از دستش ندین و بخونینش !!!

شعر در  "ادامه مطلب" ...


ادامه نوشته

داستان کوتاه...بخونید! واقعا پند آموزه.

پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که

نابودت میکنم ! به زمین و زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی!

زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و........ خلاصه فریاد میزدم

یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمیرسید هی میپرید بالا و

میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید....

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی به این بچه ی


مزاحم نگفتم !
اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون

و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد

بگیرین مزاحم دیگران نشین و....

طفلی دخترک ترسید... کمی عقب رفت ! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت

شدم ! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!


ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم ، اومد جلو و با ترس گفت :

آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونور خیابونه گل میفروشه!

این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل
بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره...

من دیگه واقعا نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم!

کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود ، توان بیان رو ازم گرفته بود!

و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر

استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم ، فرشته ی کوچولو ، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد!

حتی بهم آدامس هم نفروخت!

هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبم مونده ! چه قدرتمند بود!!!

مواظب باشید با کی درگیر میشید!

اصلیت ما ترک و لر وکرد و... نیست....هممون ایرانی هستیم و بس!!!

این فرهنگ اصیل ایران نیست...(فرهنگ جوک های غیر اصیل)

یه روز یه ترکه، یه رشتیه و یک لره...

یه روز یه ترکه
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد
جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،
فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو
برای اینکه ما یه روزی شاید تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.
یه روز یه رشتیه
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد،
برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.



یه روز یه لره بود،
اسمش کریم خان زند بود
شاه كشور بود ولی ساده زیست بود، نیك سیرت و عدالت پرور بود و تا ممكن می شد از شدت عمل احتراز می كرد.

یه روز من و تو همه با هم بودیم.. ، ما بودیم
ترک و رشتی و لر و اصفهانی و... همه ایرانی بودیم

و

برای معرفی خود فقط می گفتیم ایرانی ام
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و قفل دوستی ما رو شکستند .. ؛



حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم،
به جای جشن های ملی و فرهنگی برای شادمانی ( جشن مهرگان ، سده و ... ) به هم دیگر می خندیم،؟!!!
و اینجوری شادیم !!!!.. ؛



این از فرهنگ ایرونی به دور است. ای كاش این نسل به خودش بیاد و نسل متفاوتی باشه .

ای كاش تصمیم می گرفتیم یك تصمیم جدی تا از امروز دیگر به این جوك ها نخندیم و با خنده خود گوینده را تشویق نكنیم .

ای كاش به جای صدای خنده صدای سرزنش گوینده این مطالب بلند بود .

نخستین گام برای رسیدن به آگاهی توجه كافی به كردار ، گفتار و پندارخود است

از خود شروع كنیم تا با رفتار خود الگوی دیگران باشیم ونصیحت گوی بی عمل نباشیم

به جای پندگفتن تجسم عینی پندهای خودباشیم


زمانی كه تا به این حد از احوال جسم ذهن و زندگی خود با خبر شدیم آنگاه معجزات رخ می دهند.



به قول عارف بزرگ مولانا :
در جهان تنها یك فضیلت وجود دارد و آن آگاهی است .

و تنها یك گناه و آن جهل است .


هر کامنت (لایک) = تعصب به ایرانی بودنت

ی داستان زیبا

ﺑﺎﺭ ﺍﻭﻝ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻣﺶ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﻮﺩ , ﯾﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﮔﻞ ﮔﻠﯽ ﺗﻨﺶ ﺑﻮد , ﺑﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺧﺮﻣﺎﯾﯽ , ﺍﻭﻣﺪ ﻃﺮﻓﻢ

ﮔﻔﺖ : ﺩﺍﺩﺍﺷﯽ ؟ ﻣﯿﺎﯼ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ ؟ !

ﺑﯿﺎ ﺩﯾﮕﻪ ...

ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﯼ ﻧﺎﺯﺵ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻣﯿﺒﺎﺭﯾﺪ , ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺩﻟﻢ ﻟﺮﺯﯾﺪ , ﻫﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﻭﻝ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺷﺪﻡ ... 3ﺳﺎﻝ ﺍﺯﺵ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺑﻮﺩﻡ ... ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩﻣﻮ ﮐﻠﯽ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩﯾﻢ ! ﺍﺧﺮﺵ ﮔﻘﺖ ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ... ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﮔﺬﺷﺖ ... ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﯿﺒﺮﺩﻣﺶ , ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺩﯾﺪﻧﺶ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯿﺸﺪﻡ , ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ !
 
بقیه تو ادامه مطلب...

ادامه نوشته

یلدای عزادار

شب یلدا، قدم آرام بردار…
کمی هم احترام ما نگه دار…

تو میبینی ربابم غصه دار است…

بنی هاشم هنوزم داغدار است…

صدای العطش در گوش مانده…

بدن ها بی کفن هرگوشه مانده…

شب یلدا تو هم چله نشین باش…

سیه پوش غم سالار دین باش…

پیشاپیش یلدایتان حسینی
Dante.spk

آرزو کردم (-_-)



خدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود.....

 

تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد...

 

با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت...

 

تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر بر میدارد...

 

تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند...

 

وقتی همه پشت کردند آغوش میگشاید...

 

وقتی همه تنهایت گذاشتند مرحمت میشود..

 

و تنها سلطانی است که دلش با بخشیدن آرام میگیرد

 

نه با تنبیه کردن..

 پس خدا را برایتان آرزو کردم....!

SMS های جالب

«خدایا حواست هست؟... صدای هق هق گریه هایم از گلویی در می آید که تو از رگش به آن نزدیکتری!

ادامه نوشته

دئدیم: دئدی: (علی آقا واحید)

شعر زیبای دئدیم دئدی از علی آقا واحد

شعر خوبیه

تو ادامه مطلب هست

از طبقه ی  "ادامه مطلب" دیدن کنید!!!   :|

ادامه نوشته

دوسلاریم

سلام

سلام ب دوستای عزیز و گلم

این پست صرفا واسه سنجش میزان رفاقت هست.

منتظر کامنت رفیقام هستم :)

پست، تو ادامه مطلب

ادامه نوشته

***کفرنامه ی کارو***

من این متنو صرفا واسه جالب بودنش گذاشتم...بدون هیچ قصد و نیت دیگری...


از دستش ندین! خعلی جالبه!!!


+ خواندن این متن برای افراد بی جنبه اکیدا ممنوع!!! :)


متن در ادامه مطلب...

ادامه نوشته